‪Google+‬‏ اختلاس با کارت های طرح ترافیک
امروز: شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۸
ناگفته های معاون وقت حفاظت اطلاعات ناجا در مورد پرونده کرباسچی/

در ایام مطرح شدن پرونده ی فساد اقتصادی شهردار وقت تهران در دهه ی 70 (غلامحسین کرباسچی)، سردار نقدی مسئول حفاظت اطلاعات وقت ناجا جلسه ای سه ساعته با جمعی از نمایندگان مجلس برگزار می کند و در آن پرونده های مربوط به شهرداری تهران بررسی می شود.

کد خبر: ۴۱۴۷
تاریخ انتشار: دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۴۷

به گزارش مهرزنجان به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در ایام مطرح شدن پرونده ی فساد اقتصادی شهردار وقت تهران در دهه ی 70 (غلامحسین کرباسچی)، سردار نقدی مسئول حفاظت اطلاعات وقت ناجا جلسه ای سه ساعته با جمعی از نمایندگان مجلس برگزار می کند که در ادامه مشروح گزارش این نشست را می خوانید:

ویژه پرونده شهرداری تهران

پرونده شهرداری تهران، اختلاس ها، قانون شکنی ها، شکنجه متهمان و باقی قضایا از زبان سردار نقدی

اشاره

طرح پرونده شهرداری تهران واکنش های متفاوتی را در مجلس به دنبال داشت گروهی که عمدتاً در سالهای قبل در جریان تحقیق و تفحص مجلس و تخلفات عمده شهرداری بودند، خواستار رسیدگی جدی، و عده ای که غالباً از وجود مدیریت فعلی شهرداری تهران منتفع شده بودند، مخالف سرسخت طرح آن بودند تا آنکه شهردار تهران شخصاً وارد عمل شد و با مصاحبه جنجالی خود در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی موضوع را سیاسی کرد و در حالی که دولت آقای رفسنجانی بر سر کار بود و دولت آقای خاتمی تشکیل نشده بود، موضوع را به تضعیف دولت خاتمی نسبت داد و مساله را سیاسی کرد.

سپس نمایندگانی که مدیون پول های شهردار تهران بودند، جرات بیشتر یافته و با تلاش فراوان، نهایتاً به مقصود خود رسیدند و مساله را سیاسی کردند به طوری که برخورد قضایی با پرونده تقریباً تبدیل به برخورد سیاسی بین دو جناح شد.

البته افرادی هم بودند که خارج از موضع جناحی ایستادند افرادی ازاین طرف که منافعی از کرباسچی به آنها رسیده بود بر خلاف جناحشان از شهردرای حمایت می کردند و افرادی از آن جناح که اصولگرا و به دنبال عدالت بودند، هر چند علیه کرباسچی موضعی نگرفتند اما لااقل سکوت کردند.

بهر حال قضیه سیاسی شد و در همین اثناء وقتی دادگاه ها یکی پس از دیگری برقرار و اعترافات تکان دهنده متهمین منتشر شد جناح متمایل به آقای کرباسچی دنبال مساله و مستمسکی بود تا با علم کردن آن فضا را به نفع خود تغییر دهد و این مساله چیزی نبود جز شایعه شکنجه شهرداران مجرم لذا چهار نفر از محکومین که به جرائم خود در دادگاه اعتراف کرده بودند به جمع پنجاه نفر از نمایندگان دعوت شدند و بعد هم گزارش گریستن نمایندگان منتشر شد و سپس تهدید هایی مبنی بر انتشار گزارش نمایندگان رئیس جمهور و ...

به دنبال این قضایا، کمیسیون شوراهای مجلس از سردار سرتیپ نقدی مسئول حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی  یکی از مسئولان رسیدگی به پرونده شهرداران، دعوت کرد تا طی جلسه ای در کمیسیون به تشریح سیر پرونده بپردازد و به سئوالات و ابهامات موجود پاسخ دهد.

این جلسه در اواخر سال 76 در کمیسیون شوارها با حضور سرتیپ نقدی و رئیس و اعضای کمیسیون و جمعی دیگر از نمایندگان عضو سایر کمیسیون ها، تشکیل شد و طی 5/3 ساعت جلسه، ابتدا سیر پرونده توسط سردار نقدی تشریح شد و سپس به سئوالات نمایندگان پاسخ داده شد.

اکنون آنچه پیش رو دارید گزارشی مشروح از جلسه مزبور است که جهت اطلاع خوانندگان گرامی، منتشر می کنیم:

سخنان کوتاه رئیس کمیسیون شوراها

در ابتدای جلسه آقای موحدی ساوجی رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی، از سردار نقدی به خاطر پذیرش دعوت کمیسیون تشکر کرد و از وی خواست تا ابتدا به تشریح مسیر پرونده بپردازد و سپس به سئوالات نمایندگان حاضر پاسخ دهد.

متن سخنان سردار نقدی

بسم الله الرحمن الرحیم

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطاناً نصیراً فبشر عبادالذین یستمعمون القول و یتبعون احسنه

خداوند انشاءالله ما را در این جلسه با خیر وارد و با خیر و صدق خارج گرداند و همه موفق و با دست پر از  این جلسه بیورن برویم و موفقیت هم در اتباع قول احسن و حق  است.

اگر بتوانیم سعه صدری را در خودمان بوجود بیاوریم که آنچه را که حق هست، علیرغم همه تعصب های فردی و دوستی و رابطه ای و گروهی و سیاسی به آن گردن بنهیم و تسیلم حق باشیم همه موفق هستیم و من امیدوارم بدور ا زهمه تعصب ها و با یک آزادی و آزاد منشی و آزاد اندیشی و حق طلبی، گزارشی را خدمت همه عزیزان و سروران  عرض کنم و  با همین رویحه این گزارش استماع بشود و راجع به آن قضاوت و تصمیم گیری بشود.

مطلب اول، تشکر می کنم از شما بزرگواران که وقت ارزشمندتان را اختصاص دادید تا بعد از 8 و 9 ماه سکوت مطلق ما، در این هیاهوها و شلوغی ها و حرف ها و تهمتها، حرفی هم برای مسئولان از جانب ما زده بشود و قضایی برای دنبال کردن صحیح پرونده و نتیجه گیری درست از پرونده ایجاد بشود و انشاءالله برای گروه هایی کهم در کار رسیدگی به این پرونده و نتیجه گیری صحیح از پرونده افتاده گره گشایی شود و ما بتوانیم از ثمرات این جلسه، راهی را باز کنیم برای تاییده صدها و شاید هزاران میلیارد اموال بیت المال که در جیب افرادی خاص رفته است در شرایطی که مردم ما دچار مشکلات حاد اقتصادی هستند و مسئولان مرتباً بخاطر مشکلات بایستی آنان را توجیه کنند و توضیح دهند ما احتیاج زیادی به حمایت چنین جمع هایی در چیشبرد چنین پرونده هایی داریم.

آغاز رسیدگی

خدمت شما عرض بکنم که فرمانده  محترم نیروی انتظامی در بهار امسال (سال 76) تماسی با ما داشتند و فرمودند که آقای رازینی برای جلسه ای در مورد یک پرونده مهم به دفتر ما می آیند و شما هم بیاید و این مساله هم خیلی طبیعی بود که در پرونده های مهم نیروی انتظامی که حساسیت خاصی دارد فرماندهی از حفاظت اطلاعات دعوت می کند و در حالی که کمبودهایی دارد در انجام ماموریت، به نیرو کمک می دهد حالا این اهمیتش چند بعد دارد یکی اینکه کار گسترده و حساس است و یا اینکه احتمال تبانی می رود و نیرو ترجیح می دهد که مامورینی را که در مظان تبانی هستند بکار نگیرد و تا به حال در طول تاریخ ماموریت های ناجا، مکرر برای ماموریت های حساس و ماموریت های پر خطر که احتمال تبانی در آن بوده از حفاناجا کمک خواسته اند.

در همین راستا فرمانده نیرو از ما دعوت کردند و احضار شدیم آنجا حاج آقای رازینی ریاست محترم دادگستری تهران مطلبی را فاش کردند و فرمودند که ما پرونده ای داریم و تا بحال چندین نوبت پرونده باز شده و پیگیری هایی انجام شده منتهی هر بار با اعمال نفوذها و تطمیع ها و مطالب این چنینی، افرادی را که روی این پرونده کار می کردند از میدان بدر کردند ونهایتاً متوقف شدند بهرحال جستجو کردیم که به کدامیک از ضابطین یا دستگاه های اطلاعاتی بسپاریم مشاهده کردیم که نیروی انتظامی با فرماندهی که دارد و تشکیلات اطلاعاتی که دارد می تواند مطمئن تر، این کار را جلو ببرد که خوب بنده در همان جلسه عرض کردم که اگر در عزم خودشان مصمم هستند لااقل رئیس حراست شهرداری که قبلاً به اتهاماتی دستگیر گردیده و بعد محکوم هم گردیده و در تجدید نظر هم این حکم تایید شد، (حکم های انفصال از خدمات دولتی و یک و نیم سال حبس) ایشان هنوز چند ماه نگذشته آزاد است و آمده سر کار و چند روز پیش با امضای خودش مکاتبه کرده! اگر واقعاً مصمیمد چرا این موضوع به همین روشنی را پیگیری نمی کنید و دنبال دستگاه اطلاعاتی مطمئنی برای پیگیری پرونده می گردید؟ که آقای رازینی فرمودند من اطلاع ندارم و من سند مربوطه را همانجا آوردم نشان دادم.

نهایتاً منجر شد به اینکه فرماندهی ناجا با توجه به ماموریت های زیادی که داشتند این مساله را قبول کردند و محول نمودند به اینکه جلسه ای با حضور اطلاعات نیروی انتظامی و حفاناجا برقرار شود و با کمک اینها مساله پیگیری شود خوب مدتی گذشت و چند روز بعد ریاست محترم دادگستری تهران جلسه ای را تشکیل دادند که این جلسه با حضور آقای رازینی و آقای قدیانی رئیس مجتمع ویژه قضایی در دفتر ما تشکیل شد ایشان و آقای قدیانی پرونده هایی که از شهردار تهران داشتند و تا آن روز راکد مانده بود را اجمالاً توضیح دادند و خواستار وارد عمل شدن ما و اطلاعات ناجا و کلیت نیروی انتظامی شدند آنجا بنده عرض کردم که بهرحال مساله رسیدگی به این پرونده می تواند دو وجه داشته باشد، یکی اینکه با انگیزه سیاسی صورت بگیرد که اگر با انگیزه سیاسی وارد شوید، بعد هم با نتیجه گرفتن سیاسی پایان می پذیرد، مثلاً می خواهید فلان کس کجا باشد، و یا نباشد یا مثلاً بگیرید و بعد ولش کنید بعد از اینکه به نتیجه و کام رسیدید، پرونده را رها می کنید در این صورت ما نیستیم و با چنین انگیزه ای ما حاضر به دخالت نیستیم اما اگر بدنبال تحقق عدالت و تاییدیه حقوق  بیت المال هستید ما هم هستیم و کمک می کنیم منتهی مثل همه پرونده های این چنینی، اطلاعات ناجا وارد شود و اگر کمبودهایی داشتند ما هم به عنوان حفاظت اطلاعات به کمکشان می آییم در همان موقع تاکید کردیم اگر بیائیم تا آخر هستیم و می ایستیم و اینکه با زنگ و تلفن و فشار و این حرف ها بخواهند پرونده متوقف بشود و یا یک تحولات سیاسی بخواهد روی یک پرونده ای که بحث مالی هستی تاثیر بگذارد و روندش را تغییر بدهد ما نیستیم اگرسیاسی است از الان بگویید و ما را وارد چنین ماجرایی نکنید اما اگر بحث عدالت است و حقوق مردم، ما اگر آمدیم، می مانیم و تا آخر هم هستیم و هر چه هم پیش بیاید با همه وجود از آنها استقبال می کنیم و واهمه ای نداریم که ایشان فرمودند نه به هیچ وجه بحث سیاسی نیست پرونده روشن است، وزارت مسکن و شهرسازی شکایت هایی را از یکی دو سال پیش شروع کرده پیگیری کرده و به نتیجه نرسیده، هر چقدر با مقامات مختلف و عالی نظام مکاتبه کرده بی نتیجه مانده و شکایات به جایی رسیده که الان خود قوه قضائیه زیر سئوال است که مثلاً چرا این چنین حق مسلم و روشنی پیگیری و برخورد نمی شود.

این جلسه گذشت، آقای قدیانی و آقای رازینی هم تشریف بردند و بعد هم ارتباطشان وصل شد با اطلاعات ناجا و شروع کردند به بعضی از دستگیری ها و چون اطلاعات  ناجا بازداشتگاه مطمئنی نداشتند برای نگهداری عوامل در این سطح مسئولیت (که بهرحال عوامل آنجا بتوانند مطمئن باشند نسبت به حفظ اطلاعات و اسرار پرونده با توجه به سابقه اعمال نفوذهایی که متاسفانه در سطوح بالا می شد و از هر طریق ممکن اطلاعات می گرفتند)از ما درخواست کردند که بازداشتگاهمان را برای شروع کار دراختیار آنها قراردهیم و ما این کار را کردیم مطالبی که آقای رازینی در جلسه فرمودند برای ما خیلی حساس بود ایشان فرمودند که حتی توی دستگاه قضایی اینها در پرونده های قبلی خیلی شدید نفوذ کردند و تطمیع کردند و تعدادی از قضات و حقوق دان ها را استخدام کرده بودند در شهرداری و به اینها در ازای 2 ساعت کار در هفته بیشتر از کل حقوشان (با این همه دعوا و کش و قوس در دادگاه ها) پول می دادند که بعضاً آن 2 ساعت را هم زنگ می زدند و نمی رفتند و می گفتند اگر پرونده ای هست بفرستید اینجا رسیدگی کنیم ما فکر می کردیم اینها چقدر به مسائل حقوقی اهمیت می دهند چقدر به مسائل قضایی اهمیت می دهند و چه ارزشی برای قضات قائل می شوند بعد که پرونده قبلی شهرداری در سال 75 شروع شد (در مرحله قبلی) دیدیم که نه این طور هم نیست هدف دیگری دنبال می شود دیدیم که تمام قضاتی که آنجا حقوق گرفتند شروع کردند به فشار آوردن، تنگ کردن عرصه بر قاضی های پرونده، زنگ ها، تلفن ها حجت آوردن برای اثبات بی گناهی این متهمین و فشارها که بالاخره پرونده را متوقف کردند فلذا ما به هر کسی هم نمی توانیم اعتماد کنیم این موضوع یعنی ضرورت انتخاب دقیق افراد برای کار نه تنها برای ناجا بلکه بین خود برادران قضایی هم برای انتخاب قضات خودشان مطرح بود و تاکید داشتند همانطور که آنها قضات را با دقت و نفوذناپذیر انتخاب کرده اند ناجا هم افراد سالمتر را بکار اختصاص دهد تا در بین کار توصیه پذیری نشود.

پیش شرط ما برای ورود به پرونده

برادران اطلاعات نیرو شروع کردند به دستگیریها ما هم خیلی دوست داشتیم که توی این ماجرا از ابتدای امر وارد شویم و اینکه از اول وارد نشدیم نه اینکه طرفدار شهردار باشیم بلکه حقیقتاً ما گزارش های دردناکی از قبل شنیده بودیم و علیرغم آن صحبتی که کرده بودیم خدمت آقای رازینی که اگر این قضیه سیاسی نیست و قرار است تا آخر برود ما وارد شویم، باز هم من قلبم اطمینان کافی نداشت که واقعاً موضوع جدی است و این بار با برخورد خواهد شد لذا خواستیم ببینیم که چه می شود و بجز دادن بازداشتگاه به اطلاعات ناجا در سایر کمک ها تامل کردیم.

یکی دو هفته ای گذشت دستگیری ها شروع شد و بعد کم کم ابعاد موضوع معلوم شد پس از مدتی برای برادران اطلاعات ناجا موضوعات حادی در شرق کشور پیش آمد و فرمانی از جانب حضرت آقا (مقام معظم رهبری) صادر شد برای ناجا که بهرحال آنجا را دریابید گروگانگیری های مفصلی که طالبان و اشرار داشتند و آنها گرفتار آن قضیه شدند خوب اطلاعات ناجا هم یک سازماندهی نوپا داشت و مسئول جدیدی در آنجا نصب شده بود و فرماندهی نیرو خیلی صریح گفتند که این پرونده بسیار گسترده تر از این هست که اطلاعات ناجا به تنهایی بتواند ادامه دهد و از ما (حفاناجا) با اصرار خواستند که بیاید و دخیل شوید، البته ما هم این دو هفته که گذشت و مسائل سیاسی آنروزها هم رد شد ولی متهمان کماکان در بازداشت ماندند، برایمان محک خوبی بود که بالاخره مساله جدی است چون نوع افرادی که دستگیر می شدند و ایستادن دادگستری روی مطلب و نفوذ ناپذیری در این مرتبه در حفظ متهمین و ادامه بازجویی ها نشان داد که مثل اینکه موضوع جدی است و ما انگیزه پیدا کردیم که بهرحال باور کنیم نسبت به این پرونده و جدی بودن این پرونده و نهایتاً کمک به اطلاعات ناجا را قبول کردیم و وارد پرونده شدیم و در این مجموعه پرونده تلاشی که برادران در حفاناجا کردند و کار فشرده ای که انجام دادند و خلوص نیتی که این بچه های بی توقع و گمنام و سربازان گمنام داشتند، خدا هم کمک کرد و از این به بعد بخش عمده پرونده در حفاناجا پیشرفت کرد البته وزارت اطلاعات هم دستگیریهایی داشت با همین قضات و مسئولان قضایی پرونده و هم اطلاعات ناجا دستگیری هایش را تحت نظر همین قضات ادامه داد و تا الان هم ماموریت هایش ادامه دارد، منتهی خواست خدا این بود که بخش عمده پرونده توسط برادران حفاظت اطلاعات باز شود و کشف شود و مطالبش روشن شود و این عنایت خدا به ما بود.

احکام صادره

نتیجه ای که تا بحال این پرونده داشته است از لحاظ میزان عملیات نود و شش مورد دستگیری متهم و بازداشت و هزار و هفتصد و ده مورد احضارو دعوت برای مصاحبه است و نزدیک به ده هزار یا یازده هزار ساعت بازجویی و مصاحبه با متهمین شده و نتیجه آن احکامی است تا به حال صادر شده و نتیجه ای که به قطعیت حکم رسیده است هر چند بخش کوچکی از پرونده است به این شرح است:

اولین پرونده مربوط به آقای نساجیان رئیس حراست کل شهرداری تهران: اختلاس، تصرف غیر قانونی، تصرف عدوانی، اختفاء عوامل جرم و جعل عنوان بوده است که با رد مبلغ 71 میلیون ریال، جزای نقدی 135 میلیون ریال،انفصال دائم از خدمات دولتی، 5/3 سال حبس، 20 ضربه شلاق و رد  اشیایی که از شهرداری به منزل برده است و برای صدرالدین حمیدی همکار ایشان، 6 ماه حبس تعزیری جزای نقدی به میزان دوازده میلیون و ششصد هزا ریال،این اولین پرونده ای بوده که در مرداد 76 تقریباً کمتر از یک ماه از آغاز دستگیری ها حکم خورده است البته نساجیان حکم قبلی هم دارد در محاکمه سال 75 که قطعیت پیدا کرده و این حکم بعدی است.

بعد از آن پرونده ای که در 12/7/76 حکمش صادر شده است مربوط به شهردار منطقه یک تهران آقای محمدعلی قاسمی است که معاونت در اختلاس، عدم مطلع ساختن مقامات ذیصلاح از وجود اختلاس، تضییع وجوه دولتی، نگهداری نوارهای مستهجن ویدئویی، ارتباط نامشروع با چند خانم و استعمال تریاک واخذ رشوه، به همراه آن خانم هایی که اسمشان در پرونده آمده است که آنها هم هر کدام منازلشان تفتیش شد که تجهیزات ماهواره ای، نوارهایی مبتذل و مشروبات الکلی و آلات موسیقی نگهداری می کردند که آقای قاسمی 5/7 سال حبس، انفصال دائم از خدمات دولتی، 401 میلیون ریال جزای نقدی، 170 ضربه شلاق تعزیری، 5 سال تبعید به خلخال، جبران خسارت وارده از طریق همکاری در اجرای حکم به منظور بازگرداندن 24 میلیارد و 475 میلیون و 375 هزار و 510 ریال به حساب دولت و خانم ها تحمل حبس و 80 ضربه شلاق تعزیری و جزای نقدی بوده است.

سئوال یکی از نمایندگان: آن خانم ها هم از کارمندان شهرداری بوده اند؟

سردار نقدی: بله بعضی هایشان کارمند شهرداری و بعضی دیگرشان هم سال های طولانی در آمریکا بوده اند که برگشتند و جزء مراجعین به شهرداری بودند.

حکم بعدی که در این رابطه صادر شده است در شعبه 33 مربوط به آقای مرتضی شاپوریان شهردار منطقه 5 و غلامرضا شفیعی پیمانکار مجتمع تجاری بوستان است که اتهامات آنان تبانی، تحصیل مال نامشروع، اختلاس، روابط نامشروع، نگهداری فیلم های مبتذل و تجهیزات ماهواره ای، اخذ وجوه غیر قانونی و اخذ رشوه است که آقای شاپوریان فقط به خاطر این پرونده (پرونده ایشان مفتوح است و خیلی ابعاد گسترده تر از این دارد) 3 سال حبس، انفصال دائم از خدمات دولتی، رد مبلغ 1 میلیارد و 253 میلیون و 40 هزار ریال به شهرداری و مبلغ 629 میلیون ریال جزای نقدی و 629 میلیون ریال دیگر بابت رد مبلغ و مبلغ 350 میلیون ریال اخذ شده غیر قانونی از ارباب رجوع.

آقای شفیعی که یک سرمایه دار است ، یک سال حبس، رد مال تحصیل شده در حدود 12 میلیارد ریال، بازگرداندن حقوق مسلم شهرداری در پروژه بوستان که به ناحق تصاحب کرده به مبلغ یکصد و سی و نه میلیارد و سیصد و هفتاد و دو میلیون و هشتصد و هفتاد هزار ریال 000/870/372/139 ، 173 ضربه شلاق، 80 میلیون ریال جزای نقدی، 35 میلیون ریال ضبط رشوه ای که داده که به مسئولان شهرداری و ضبط تجهیزات ماهواره ای، مسئول دیگر، شهرداری منطقه 5 آقای صادق رضایی 6 ماه حبس، جزای نقدی 36 میلیون ریال ، 3 سال انفصال موقت از خدمات دولتی.

حکم بعدی مربوط به آریالای ابوالفضل شکوری شهردار منطقه 10 می باشد که در مورخه 28/7/76 در شعبه 26 صادر شده: اتهامات ایشان اختلاس، خیانت در امانت، تضییع وجوه دولتی و اطلاع از ا ختلاس دیگران در شهرداری و عدم گزارش به مراجع ذیصلاح که محکومیت وی 3 سال حبس تعزیری، انفصال دائم از خدمات دولتی، 18 میلیون واندی ریال جزای نقدی، دو سال تبعید به تربت جام، رد مبلغ 3 میلیون ریال بدل از شلاق و حبس می باشد.

آقای داود تاجران شهردار منطقه 20 در 5/6/76 در شهریور ماه به همراه سایر متهمین پرونده منطقه 20 به اتهامات اختلاس، اخذ رشوه، سوء استفاده از موقعیت شغلی، اعطاء امتیازات و تخفیف های میلیاردی به سرمایه داران معلوم الحال بر خلاف قوانین و ضوابط به 5 سال حبس، 5 بار انفصال دائم از خدمات دولتی، رد عین زمین مورد اختلاس که برای خودش برداشته رد مبلغ دویست میلیون ریال به شهرداری که برای خودش برداشته، رد مبلغ دویست میلیون ریال به شهرداری که برای خودش برداشته، جزای نقدی  به مبلغ 2 میلیارد و 76 هزار و 324 هزار ریال همچنین محکومیت سرمایه داری که با تاجران مرتبط بوده و با تبانی ایشان در عوارض تخفیف داده شده و نپرداخته بود بنام آقای بنویدی به پرداخت مبلغ سی و چهار میلیارد و نهصد و سی و شش میلیون و ششصد و پنجاه هزار ریال 000/650/936/34 و ضبط مال الرشاء که ایشان پرداخته است.

پرونده دیگری که اخیراً حکم آن صادر شد مربوط است به دبیرکمیسیون ماده 5 آقای عظیمی نیا و 5 نفر از کارمندان دبیرخانه کمیسیون ماده 5 بعلاوه چهار سرمایه دار برج ساز که بخاطر اختلاس، ارتشاء، تحصیل مال فاقد مشروعیت قانونی، روابط نامشروع و اعمال منافی عفت که ایشان محکوم به پرداخت 35 میلیارد ریال بعلاوه 25 سال حبس و 140 ضربه شلاق است که جمع محکومیت کل محکومین پرونده آقای عظیمی نیا 104 میلیارد و 880 میلیون و 52 هزار ریال (یعنی بیش از 10 میلیارد تومان) و 58 سال حبس و 648 ضربه شلاق و انفصال دائم از خدمات دولتی برای آقای عظیمی نیا و انفصال های موقت برای کارمندان است.

جمع احکام صادره ای که تا بحال از دادگاه ها داشته ایم 32 میلیارد تومان نقد و ملکی واریز به خزانه دولت و یا حساب شهرداری تهر ان است 198 میلیارد ریال از این مبلغ عودت اموال است، 3 میلیارد تومانش جزای نقدی است و جمعاً 80 سال حبس و تبعید و 1080 ضربه شلاق برای این متهمین که تاکنون محکوم شده اند صادر شده و نتیجه فعلی قضایی این رسیدگی ها است.

چیزی که ما گزارش کردیم محضر ریاست محترم جمهور و نمایندگان ایشان که برای بازدید از بازداشتگاه ما غیر مترقبه آمدند این بود که اگر فضای پرونده سیاسی نشود و جریان سازی نشود و فضا، فضای قضایی و اطلاعاتی باشد، ما به شما وعده و قول می دهیم که تا پایان سال 76، یکصد میلیارد تومان حاصل بشود چه برای شهرداری و چه برای خزانه دولت و اگر اجازه داده شود دستگاه قضایی مسیر خودش را طی بکند و پرونده در بستر سیاسی قرار نگیرد قول می دهیم که 6 ماه سال 77 علاوه بر این 32 میلیارد تومان، 100 میلیارد تومان دیگر از ثروت های مردم را به بیت المال برگردانیم، و امیدواریم که به هر حال با عنایتی که این کمیسیون کردند و برادرانی که زحمت کشیدند در اینجا حضور پیدا کردند راهی باز شود که پرونده در مسیر قضایی سیاسی که به هیچ وجه مدنظر دست اندرکاران این پرونده نبوده است بیرون بیاید و طبعاً این خواست متخلفان پرونده بوده که مساله به این شکل سیاسی و جناح بندی بشود و حال اینکه هر انسان حق طلبی، هر انسانی که ذره ای علاقه به حقوق مستضعفان در قلبش هست با دیدن هر کدام از این پرونده ها، قلبش به دردر می آید کما اینکه خود این متهمین قلبشان بدرد آمد خوب شاید سئوال بشود که چطور این متهمان اعتراف کردند و حرف های آتشین علیه خودشان و علیه شهردای زدند؟ اما بعضی از این ها را بردیم جنوب شهر، خانواده شهدا را دیدند حانبازان را در وضعی که زندگی می کنند دیدند خودشان تکان خوردند و تا 48 ساعت بعد از این دیدارها بعضی از اینها گریه می کردند ما درجه داری را به هر حال با 2-3 هزار تومان رشو هی می گیریم در حفاظت اطلاعات تحویل دادگاه می دهیم دادگاه هم 8 تا 10 ماه حبس قطعی میدهد و فوراً هم می دهد و هیچ مشکلی هم در روند دادگاه پیش نمی آید و هیچ کس هم پیگیر مساله اش نیست و چه بسا خانواده اش دچار مشکلات حادی می شوند که من عذر دارم از اینکه اینجا عرض کنم.

سرفصلهای تخلفات شهرداری تهران

من اجازه می خواهم که پاره ای از تخلفاتی که صورت گرفته بگویم، البته بیان خلاف های که در شهرداری تهران صورت گرفته است به هیچ وجه در حوصله این جلسه و چنین زمانی نیست کارشناسان پرونده ها فرصت می خواهند تا اگر هیاتی را از این کمیسیون مشخص کند طی چند روز با نوار، فیلم، اسناد و  مدارک بسیار معتبر یک به یک خلاف ها را برشمارند چون وقتی ما وارد پرونده شدیم دیدم که در مسیری حرکت می کنیم که یک شاخه هایی باز می شود وارد هر شاخه از تخلفات می شویم می ینیم باز هم وارد چند شعبه و شاخه از تخلفات می شویم و خلاصه اینکه در شهرداری تهران تخلف و عمل غیر قانونی و جرم اساساً نهادینه شده، یعنی جز سیستم و نهاد آنجا و این طور نبوده که یک موضوع اتفاقی باشد که یک نفر تخلف بکند، بیایند بگیرند و ببرند و او را محاکمه کنند و قضیه را فیصله بدهند و بقیه نظام و سیستم درست باشد خیر کل این سیستم روی مدار تخلف و غیر قانونی حرکت می کرده، روی مدار تضییع حقوق مردم و سوء استفاده حرکت می کرده مدارش این بوده و باید بگویم غیر از این شاید یک استثناء بوده!؟!

چون در همه دستگاه ها تخلف هست و دستگاه های نظارتی هم کارشان این است که متخلف را می گیرند تحویل قانون می دهند و این در خود نیروی انتظامی هم هست، بالاخره انسان است و تخلف می کند و برخورد می شود ولی در شهرداری تخلف نهاد شده بود یعنی در سلسله مراتب، مکرر و مرتب دستورات خلاف صادر می شد و بهطور سازماندهی شده رشوه می گرفتند و اختلاس می کردند و خلاصه سازماندهی شده پولهای زیادی را روانه جیب سرمایه داران کرده و بخش کوچکتری را هم خودشان می گرفتند.

نابودی باغها

من حالا نمونه هایی را می گویم مثلاً در باب باغها، چندین میلیون متر باغات تهران که شش تنفسی تهران هستند و برای محیط زیست لازم است و همه شعار حفظ آن را می دهند،  اینها بر خلاف قانون و باهدایت و راهنمایی های مسئدولان شهردرای ها خشکانده شده و به جای آنها برج ساخته شده و تفاوت قیمتی که باغ با یک زمین مسکونی دارد یک تفاوت فاحش است باغ از جنوب شهر تا شمال شهر بین 5 تا 10، 15، نهایتاً 60 هزار تومان در هر متر مربع می ارزد، البته اگر باغ کوچک باشد گرانتر و اگر بزرگ باشد بقول خودشان می گویند این باغ لش است و ارزان است، چنین باغ هایی با یک ورقه کاغذ اجازه ساخت اجازه افراز، و تبدیل شدن به قطعات می گیرد که تمام مستندات غیر قانونی بودن آن الان قطعات می گیرد که تمام مستندات غیر قانونی بودن آن الان قطعات می گیرد که تمام مستندات غیر قانونی بودن آن الان با من هست، محیط زیست که از بین رفته هیچ، حداقل با من هست، محیط زیست که از بین رفته هیچ، حداقل 300، 40 میلیارد تومان ثروت باد آورده را برای مالکین آن همراه داشته که اغلب از گردن کلفت ها و ثروتمندان و متمکنین و زمین بازها بوده اند در ازاء این امتیاز چند صد میلیاردی چه گرفته شد؟مثلاً بعنوان مالیات در ازاء یک چنین ثروت بادآورده برای آنها 10 میلیارد تومان گرفته شده است یعنی ده میلیارد تومان برای شهرداری، 300 میلیارد تومان برای سرمایه دار، و دود و هوای آلوده هم برای مردم اما موضوع دیگر اینکه در حریم شهر زمین ارزان است 700 تومان تا 1500 تومان است باغات و حریم شهر که در آن ساخت و ساز مطلقاً ممنوع است این قدر قیمت دارد اگر یک برگ کاغذ بعنوان مجوز ساخت بیاید روی آن، متری چند می ارزد؟ 20-30 هزار تومان و بعد با یک دیوارکشی، متری 60 تا 100 هزار تومان، خوب اصل چنین کاری ممنوع است و اگر بخواهد در یک شرایط خاصی اقدام شود باید 80 درصد قیمت روز زمین پروانه دار به شهرداری پرداخت شود.

منتهی شهرداری بجای این که اموال را رسماً وصول کند آمده یک شرکت درست کرده بنام شرکت ساماندهی صنایع مزاحم و دراین شرکت به جای اینکه شهرداری وصول کننده مالیات باشد، آن شرکت شده است وصول کننده و به جای 150 میلیارد تومان مالیات این مجموعه، 10 میلیارد تومان مالیات گرفته، آنهم در حقیقت برای یک شرکت خصوصی نه برای برای شهرداری، که در حساب این شرکت خصوصی واریز شده است و در ازای آن متراژ بسیار زیادی از زمین ها واگذار شده به گروه های مختلف اقتصادی برای اینکه بیایند مراکز اقتصادی در این حریم بسازند و در حقیقت یک ثروت 140 میلیاردی نامشروع برای آنها بوجود آورده است.

فروش تراکم

موضوع دیگر بحث تراکم هاست که به هر حال غیر قانونی است منتهی به جهت اینکه به تصویب ریاست محترم جمهور وقت رسیده است ما این را قانونی حساب می کنیم به هر حال رئیس هیات دولت اجازه داد که چنین کاری شود حتماً دلایلی برای خودشان داشته اند که ما متعرض آن نمی شویم هرچند خلاف قانون بوده است این مطلب یک جریان بزرگی از ثروت های بادآورده ایجاد کرده که حداقل و دست کم هزار میلیارد تومان می شود البته باید بگویم که خود مصوبه رئیس هیات دولت هم به درستی رعایت نشد و اگر اجرا می شد، ابعاد قضیه این قدر گسترده نمی شد به هر حال این بحث تراکم ها،تجاری ها، اداری ها یک بحث عظیمی است و یکی از میدان های بزرگ ثروت های بادآورده  است و فقط 300-400 میلیارد تومان از این طریق برای شهرداری تحصیل شده که عمده بودجه این سالهای آنها بوده است و نیمی از این مبلغ هم که طبق همین مقررات خود ساخته باید تحصیل می شد، نشده است.

پروژه های مشارکتی

یکی دیگر از سرفصل های تخلفات، پروژه های مشارکتی است شهرداری یک سرمایه گذاری بدون حساب و کتاب و مجهول برای خودش در اسناد و مدارک آورده و طرف مقابل هم یک سرمایه مجهول، بدون اینکه محاسبه کنند زمینی که شهردرای می دهد و پروانه ای که می دهد چقدر می ارزد، متقابلاً پیمانکاری که می خواهد چقدر باید هزینه کند، سود نهایی چقدر خواهد بود سود معقول برای پیمانکار چقدر است و نهایتاً اعلام کنند که کدام پیمانکار حاضر است با چنین سود معقولی وارد معامله شود خیر هیچ این بحث ها در کار نبوده است فلان پیمانکار نور چشمی را آورده اند باید او را در 10درصد یا 20 درصد سود سهیم می کردند تا بسازد و سود معقول ببرد، در 50 درصد سود شریکش کرده اند و در قرار داد نوشته اند 50 درصد سود از ما و 50 درصد سود از ما و 50 درصد سود از آن یا 40 سود مال تو و 60 درصد مال ما، هیچ اساسی ندارد، که این درصد ها از کجا آمده است، نمونه آن هم پروژه بوستان است که توضیح می دهم.

یک زمین در منطقه پونک بوده مربوط به کار فضای سبز، سندش مال خانواده شهدای نیروی هوایی بخشی از زمین هم متعلق به ستاد اجرای فرمان حضرت امام حالا توجه کنید، کاربری فضای سبز، مالکیت مال دیگران، آن هم خانواده شهدا و ستاد اجرایی فرمان امام (ره) شهرداری هم تابلو زده که اینجا محل پروژه است شهرداری یک سرمایه دار معلوم الحال را به صورت رابطه ای و در قبال رشوه ها و امتیازاتی که خودشان گرفته اند دعوت کرده است و به او گفته سرمایه و زمین و همه مجوزهایی که لازم دارد از شهرداری آقای شفیعی! شما هم بسازد بعد با هم نصف و نصف می کنیم ارزش این زمین با این امکانات ساخت و ساز برای تجاری سازی طبق نظر کارشناسان 4 میلیارد و 700 میلیون تومان بر آورد شده، این سرمایه ای است که شهرداری روز اول گذاشته و فراد مقابل (شفیعی) می بایست چه می کرده، می بایست می  آمده روی این زمین ساخت و ساز کند با پول خودش بعنوان پیمانکار و به اعتبار آن چیزی که در ادعا می گویند قرار بر این بوده که جلب سرماهی بودش و ثروت ثروتمندان را بکشند داخل تولید و ساخت و ساز، ظاهر قضیه این بوده مثلاً این آقا وارد می شود و سرمایه می آورد زمین از  شهرداری و سرمایه از او اما آیا یک ریال از سرمایه اش را می آورد؟ خیر. می آید آنجا روی زمین و یک ماکت می سازد حالا 500 هزار تومان یا یک میلیون تومان پول ماکت است یک کانتینر آنجا می گذارد و داخل آن یک ماکت از طرح فرضی و چاپ یک اطلاعیه، هزینه ای که می کند همین بوده و از مردم می خواهد که بیایند از واحدهایی که روی ماکت   است بخرند و یک حسابی باز می کند و با پولی که باید به حساب مشترک شهرداری و ایشان باشد ایشان شروع می کند برداشت کردن و شروع به ساختن می کند، اسناد نشان می دهد  که حتی یک ریال به جز این هزینه های ماکت و اطلاعیه، ایشان سرمایه ای را به میدان نیاورده و با پول خریداران مردمی شروع به ساخت می کند نکته قابل توجه این است که شما در شهرداری اگر می خواهید سرمایه مردم را جلب کنید و با پول پیش فروش مردم بسازید و نه با پول سرمایه داران خب این اطلاعیه را خودتان بدهید،

چرا بیجهت شریک برای این سرمایه ارزشمند خودتان می تراشید و البته اگر ایشان پول خودش را هم می آورد، شهرداری معبون بود، نتیجه این ساخت و ساز بر اساس گزارش کارشناسی می شود یک مجتمع 33 میلیارد تومانی، یعنی طبق گزارش قیمت های کارشناسی نه قیمت بازار کهم گرانتر است این مجموعه 33 میلیارد تومان ارزش دارد (یعنی به عبارت دیگر سرمایه گذاری شهرداری 4 میلیارد و 700 میلیون تومان و سرمایه مردم پیش خرید کننده و خریداران غرفه ها 3 میلیارد تومان، سرمایه شفیعی صفر تومان، سود حاصله برای آقای شفیعی 5/13 میلیارد تومان سود حاصله برای شهرداری هم 5/13 میلیارد تومان حالا موارد دیگر از قبیل اینکه اینها چقدر رشوه داده اند سند جعلی درست کرده اند پایان کار جعلی به دستور شخص آقای کرباسچی درست کرده اند همه این موارد بجای خودش، چه کسانی رشوه گرفته اند؟ فردی به نام آقای احمدرضا خادمی بازرس ویژه شهرداری آمده تعدادی از این واحدها را به ارزش خیلی زیر قیمت خریده بعد دوباره 3 ماه بعد به قیمت بسیار بالاتری بدون اینکه هیچ ساخت و سازی شده باشذد فروختده و بعد این پول را ریخته به حساب خودش، بعد این پول را از حساب خودش برداشته و ریخته به حساب کرباسچی، همه اینها به جای خود اصل موضوع را شما ببینید، توی مشارکت چه ظلم و اجحافی به مردم شده که یک سرمایه دار بدون یک ریال سرمایه گذاری می تواند در عرض 2 سال مالک 5/13 میلیارد تومان شود و از این پروژه ها، 18 مورد در منطقه 5 شهرداری تهران است.

ترک مناقصه

مورد دیگر از تخلفات عمده بحث ترک مناقصه در پیمان نامه هاست که تقریباً یک روال جاری در شهرداری بود و بنا بر کارشناسی هایی که ما در این پرونده صورت داده ایم و بررسی های کارشناسی که توسط کارشناسان رسمی داده ایم و بررسی های کارشناسی که ت وسط کارشناسان رسمی وزارت دادگستری بعمل آمده در هر پروژه 20تا 30 و حتی 40 درصد اضافه بر قیمت آزاد روز در این پیمان ها، قراردادها به ضرر شهرداری و به نفع پیمانکار بسته شده حالا یک موقع است برای سرعت کار، ترک مناقصه، می کنیم، صرفه و صلاح کشور را هم در نظر می گیریم، در نتیجه هم اگر کاشناسی بررسی کند می گوید تخلف شده یعنی چرا مناقصه را ترک کردی؟ تخلف کردی؟ ولی او هم چرتکه می اندازد می گوید من با هزینه ای زیر قیمت روز اینجا را تمام کمردهام یا با قیمت عادلانه یا نهایتاً 5  و 6 درصد اختلاف دارد و گرانتر شده است این می شود تخلف، منتهی موقعی که ترک مناقصه می شود و این پیمان با قیمت روز مقایسه می شود 30 تا 40 درصد بیشتر از قیمت متعارف روز به پیمانکار پرداخت شده، اینجا را نمی شود گفت تخلف، این جرم است. این پول است که از کیسه ملت به کیسه یک بساز و بفروش وارد شده از این موردها زیاد است خریدهای جنس و اقلامی که خریداری شده همه به این شکل بوده است یک تعداد زیادی شرکت درست شده با مقررات بخش خصوصی و واسطه شده برای خرید همه خویش و قوم های مسئولان تراز اول شهرداری و افرادی بعضاً فاسد، شده اند روسای این شرکت و بعد همه خریدها به واسطه این شرکت ها انجام می شود،  همه بالای قیمت روز، و بعضی ها خیلی فاحش و اعترافات تکان دهنده ای در نحوه خرید اینها وجود دارد و اسناد تکان دهنده تر.

کارت های ترافیک

شاخه دیگر از تخلفات بحث ترافیک و کارت های ترافیک است اصلاً فلسفه وجودی طرح کنترل ترافیک در محدوده مرکزی شهر این است که ماشین ها کمتر تردد کنند و هوا آلوده نشود به همین دلیل تعداد کارت ها محدود است و برای نمایندگان مجلس، هیات دولت و مقامات نظامی و انتظامی و امنیتی یکسری کارتهای ویژه پیش بینی کرده اند بعلاوه یکسری هم برای خودروهایی که در محدوده ها کار دارند حسب ضابطه با یک قیمت مشخص و تعداد معین برای دستگاه ها، اما وقتی بررسی کنید می بینید که هر تعداد کارت که خواسته اند خلاف ضابطه چاپ کرده اند بعد چندین برابر قیمت رسمی، بازار سیاه راه انداخته اند و آزاد بوده اند که هر چقدر که می خواهند بفروشند و بدهند حالا اگر انگیزه درآمد برای شهرداری بود شاید می شد طوری این خلاف را توجیه کرد خیر این طور نبوده علاوه بر فروش های بازار سیاه که عملاً طرح ترافیک را بی اثر کرده و در محدوده هم ترافیک ایجاد کرده است، تعداد خیلی زیادی در حدود 300-400 میلیون تومان کارت و ورقه ترافیک را از دوست و آشنا و رفیق گرفته تا طرف های تجاری شخصی و غیره داده اند البته اینکه می گویم 400-300 میلیون تومان بر اساس محاسبه قیمت دولتی کارت هاست، حال آنکه کارتی که قیمت دولتی اش پانزده هزار تومان است، در بازار آزاد 170 هزار تومان هم خرید و فروش می شود یعنی رقم صحیح ارزش کارت هایی که به نفع خود اختلاس کرده اند در بازار آزاد بیش از 4-3 میلیارد تومان است و همه آمار و اسامی آنها هم که داده اند از جمله شخص آقای کرباسچی هست منتهی فرصت هایی می خواهد و  امکان ندارد یک نفر بتواند در این جلسه همه اسامی را بخواند پیشنهاد می کنم یک گروه کارشناسی را کمیسیون مشخص کند، برادران بیایند توضیح بدهند با آمار و ارقام و اسناد و این گروه کارشناسی از طرف کمیسیون به مجلس گزارش بدهد.

تخفیفها

مورد دیگر از تخلفات، بحث تخفیف ها در فروش ساخت و سازها و امکاناتی است که شهرداری داشته یا در عوارض و مالیات ها تخفیف های عجیبی به افرادی که هیچ کدام مستحق تخفیف نیستند داده شد حالا یک مسئولی زحمت می کشد یک میلیون تومان ساختمانش تخفیف داده اند و یا احیاناً در موارد محدود و نادر خانواده شهید و جانباز اینها بماند یا کسی زنگ زده نامه نوشته از یک جایی که این آقا مستضعف است نمونه هایی از اینها هست منتهی اگر کل این رقم ها را بگذاری به اندازه 10 درصد سود بادآورده غیر قانونی شفیعی و یا یکی از سرمایه دارانی که در عوارض تخفیف گرفته اند نیست مثلاً آقایی بنام حداد زاده، ایشان خانواده اش طاغوتی و عموی ایشان به خاطر ارتباط با صهیونیسم در اول انقلاب تمام اموالش مصادره می شود ایشان هم در معرض دستگیری قرار می گیرد فرار می کند و می رود خارج از کشور و بعد از سالها بر می گردد از خودش پرسیده شد که چقدر اول انقلاب ثروت داشتی، ادعای خودش است البته همین را هم نمی تواند ثابت کند می گوید 40 میلیون تومان الان چقدر ثروت دارد 100 میلیارد تومان حالا ببینید که رفته اند مشروبات الکلی، آلات لهو و لعب، آنتن ماهواره ای، مجلات مستهجن، زن وی اصلاً خارجی است، یک آدم این جوری و با این وضع و حال یک چنین ثروتی چگونه بهم زده؟ یک قلم تخفیف که به ایشان در ساخت و ساز تجاری داده شده 3 میلیارد و 500 میلیون تومان بوده است پروژه بهار در خیابان بهار و پروژه دماوند یکی از اینهاست 85 هزار متر مربع تجاری در دماوند و در بهار 60 هزار متر مربع زیر بنا کهم اگر بگوییم از این مجموعه 150 هزار متری یک سوم اینها هم تجاری هستند و خیلی دست پایین هم بگیریم بعضی از واحدهای آنها متر 2-3 میلیون فروش می رود حالا یک چهارم و یک پنجم قیمت حساب می کنیم بگو ییم 500 هزار تومان 25 میلیارد تومان فقط ارزش این دو مجتمع است.

کارخانه آرین فولاد، شرکت توزین، حساب های متعدد خارجی، نمایندگی تویوتا در ایران،خانه چند هزار متری در شمال تهران و امثال این چیزها چنین فردی کرباسچی و عظیمی نیا را به دفترش می برد که عکس و تصاویر هم هست بعد هم با آقای عظیمی نیا و ... نهایتاً یک رشوه داده 70 میلیون تومانی به این دو تا دستبند طلا، به آن، دو تا ساعت، تسبیح طلا به دیگری، که نتیجتاً 5/3 میلیارد تومان تخفیف در عوارض گرفته و از این تخفیف ها به این نوع آدم ها زیاد است و این ادعای ما نیست بلکه این محاسباتی است که خود این افراد کرده اند حالا تصور می شود که اینها در زندان اذیت و آزار شده اند نخیر این محاسبات را آنها در سلول های زندان که ماشین حساب بوده میز و صندلی داشته اند حتی بعضی شان تابلو داشته و پرونده ها زیر دست خود این آقایان بوده گروه گروه دسته د سته پرونده ها را می آوردند در سلول یا در اتاق های بازجویی زیر دست اینها میوه و شربت با ماشین حساب ضرب و تقسیم می کردند خودشان اینها را حساب کرده اند این مال او را حسبا کرده و دیگری مال اوئ را برای اینکه مطمئن شویم سه چهار جا دادیم همه اینها را حسبا کردند امضا کرده اند نهایتاً هم هر کس مال خودش را حساب کرده که رقم ها درست باشد و انکار نکند حالا 100 میلیون بالا و پایین همه تایید کرده اند و امضا نموده اند و اسنادش موجود است هر کارشناسی هم که بیاید ضرب و تقسیم ها را می کند به این ارقام می رسد و پذیرش این ار قام راه گریز و فرار ندارد.

و یا کمک های زیادی که به آدم های فاسد و ناجوری کرده اند تا روزی که احتیاج دارند در حمایت و تبلیغ، کمک شان کنند مثلاً مجتمعی ساخته اند بنام ارغوان که 600 میلیون تومان به یکسری آدم های اخراجی صدا و سیما و به اصطلاح هنرمند و ... تخفیف داده اند برای آدم های ضد نظام، فاسد الاخلاق، محکومین قضایی عوامل طاغوت و وابستگان رژیم سابق و شلاق خورده های نظام اسلامی، چنین تخفیف هایی را داده اند که همه اسنادش هست دستوراتش هم هست، کتبی هم هست نه اینکه احتیاج به بازجویی داشته باشد و بگویند چنین اعترافاتی زیر شکنجه شده و سندیت ندارد بلکه کتباً دستور داده شده که به این آ قا در این مجموعه تخفیف بدهید، این قدر زیر قیمت تماتم شده یا قیمت تمام شده یا این جوری بدهید همه عدد و رقم موجود است ریاضیات است، احساسات نیست.

تغییر کاربری ها

مورد دیگر از تخلفات موضوع تغییر کاربری ها است که اصلاً به مسخره گرفته شده و نظام شهرسازی و برنامه ریزی شهری تهران یک آلت دست و مسخره بیش نبوده است یعنی ما واقعاً یک شهری می خواهیم که با یک قواره و طراحی مشخص شکل بگیرد، طرح جامع داشته باشد که مشخص باشد کجای آن مسکونی است کجا تجاری، کجا فضای سبز است اغلب شهرها این طرح دارند ولی در تهران واقعاً طرح جامع، آلت دست مطامع و نیات آقایان بوده است کاربری زمین ها بنا به سلیقه بوده است زمینی را که کاربری فضای سبز داشته مثل همین مجتمع بوستان را بنا به سلیقه خودشان تغییر داده اند کرده اند تجاری به نفع آقای شفیعی بعد انگشت  می گذاشتند روی زمین دیگری که مال مردم است اینجا فضای سبز، یک تابلو می زدند فضای سبز، بنده خدا می آید شهرداری که چرازمینم شد فضای سبز؟ می گویند آقا طرح است حالا هیچ جا مکتوب نبوده همین شفاهی می گفتند طرح است با افت و خیز و التماس یک پولی از اینها می گرفتند برای تغییر کاربری، دوباره همین تابلو را می گذاشتند اخذ وجوه غیر قانونی بجای خود و سو ء استفاده های شخصی هم مزید بر علت حالا چقدر پیمانکارها برای آنها ساخته اند همه در پرونده ها هست چه چیزهایی به آنها داده شد در پرونده هست رشوه هایی که به اینها داده اند هست هر دو طرف اعتراف دارند حتی موضوع مورد ارتشاء در خانه اینها کشف شده طلایی که داده اند و راشی می گوید دادم رشوه گیر هم می گوید گرفتم، همان جنس گرفته شده توسط معاون آقای شهردار هم در خانه اش کشف می شود و صورت جلسه می شود این کجایش می تواند ساختگی باشد که آقایان در جراید مرتباً انکار می کنند و می گویند چیزی نبوده و موضوع سیاسی است.

برداشت های شخصی

برداشت های شخصی از خود بیت المال مستقیم تا دلتان بخواهد انجام گرفته و اصلاً چیزی که در تشکیلات شهرداری مطرح نبوده است، بیت المال بوده شما حساب کنید 10 نفر معاونین شهرداری صبحانه می خوردند 18000تومان فاکتورهایش هست هزینه های دفتری اینها سرسام آور است شما ببینید چطور می شود آدم این طوری صبحانه و ناهار بخورد یا میگو را از آن طرف شهر از هتل شهر بیاورند پارک شهر، چون آقا علاقه دارد هر روز می گو بخورد و یا برداشت های دیگر که یک قلم در جلسه تصمیم گرفته اند و یا برداشت های دیگر که یک قلم در جلسه تصمیم گرفته اند  که مثلاً امروز به هر کدام از اعضا یک پژو 405 (جی ال ایکس) بدهند، سال دیگر کریسیدا، سال دیگر یک چیز دیگر، عیدی با کیسه های مخمل مثل فیلم هایی که دیده ایم فیلم امام علی نشان می داد که معاویه درون کیسه های مخملی سکه طلا گذاشته توی سینی پرت می کند اینها فقط پرت نمی کرده اند کیسه ها را تعارف می کردند و آقایان معاونین و شهردارها کیسه ها را بر می داشتند می آمدند می نشستند با سینی کیسه های مخملی پر از طلا و می دادند به افراد و هر کدام از اینها گفته اند چقدر سکه گرفته اند(70،80،100،90)

موحدی ساوجی:

ضمن تشکر از گزارش ها و توضیحاتی که جنابعالی ارائه فرمودید، سقف جلسه ما دو ساعت بوده و البته دیر شروع شده و از آنجایی که بعضی از همکاران سئوالاتی هم ممکن است داشته باشند، اگر صلاح می دانید یک مقداری فشرده شود البته اگر در پایان چنانچه واقعاً برادران و خواهران لازم باشد و مایل باشند باز جلسه دیگری داشته باشند ما حرفی ند

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: